logo
جشنواره اختراعات و استعداد یابی مخترع کوچک
جشنواره اختراعات و استعداد یابی مخترع کوچک

روانشناسی محیطی و بررسی تاثیر بازی بر آموزش و یادگیری کودکان

چکیده:

فضاهای آموزشی یکی از حوزه های معماری محیطی هستندکه نقش عمده ای را در یک جامعه ایفا می نمایند.نقش آموزش در توسعه جامعه انکار ناپذیر است.بی توجهی و ناآگاهی در طراحی فضاهای آموزشی دربسیاری از کشورها نتایج نامطلوب خود را نشان داده است.در دیدگاه اجتماعی-فرهنگی یادگیری این بحث وجود دارد که فرد و محیط را نمیتوان جدا از هم مورد تجزیه و تحلیل قرار داد .دانش در بیرون و در محیط کلاس دیده میشود و کودکان و معلیمن با استفاده از ابزار های فرهنگی یادگیری ، مانند : گفتار و نوشتار در آن سهیم بوده و آن را مشترکاًمشترکا به نمایش میگذارند .دیدگاه اجتماعی-فرهنگی بر آنست که محیط فیزیکی کلاس به یادگیری کودکان شکل بخشیده و آنرا تقویت میکند. در این مقاله سعی شده به در مورد تاثیربازی که یکی از عوامل محیطی موثر در یادگیری کودکان می باشد به طور مختصر اشاره شود.

مقدمه

آغاز پرورش بسیاری از توانایی های انسان در دوران کودکی است. آغاز پرورش قدرت تخیّّل و خلاقیت نیز از دوره کودکی شکل می گیرد. از نظر فروید،منبع خلاقیت را باید در تجربیّاّت دوره کودکی فرد یافت.(شریعتمداری،۴۴۱۱) از این رو لازم است در مرحله آغازین رشد کودک، پرورش خلاقیت او مورد توجه قرار گیرد.
طراحی فضای ویژه کودکان از آن جهت اهمیت دارد که در سنین ۱ تا ۷ سالگی تخیل کودک جنبه عملی پیدا می کند.(ریاحی،۴۴۷۱) در طول این سال ها، کودک از محیط تأثیربیشتری می گیرد.
یادگیری بخش مرکزی زندگی هر فرد است، حتی زمانی که به آن فکر نمی کنیم هم اتفاق می افتد. با این تفکر که رفتار در خلأ اتفاق نمی افتد لذا راه های گوناگون رفتار، مرتبط با محیط کالبدی است، محیط های یادگیری از عناصری تشکیل خواهد شد که آنها در کنار هم معنادار می شوند. ویژگی ها و کیفیت های هرکدام از این عناصر در شکل گیری رفتارهای مختلف مؤثر می باشد.)لطیفی،غلامرضا( در سال های اخیر جمعیت قابل توجه کودکان در ایران، توجه ویژه ای را به مسأله آموزش و پرورش موجب شده است. آموزش و پرورش گاهی به صورت مستقیم و گاه به صورت غیر مستقیم از طریق تأثیر محیط ساخته شده(فضای آموزشی) به کودک صورت می گیرد.
آموزش و به تبع آن محیط های آموزشی بیشترین اثر و نقش را بر ذهنیت و تمدن سازی جوامع بر عهده دارند.لازمه اصلاح کالبد آموزش و پرورش، ایجاد فضاهای مرتبط با فعالیت دانش آموزان است فضاهایی که دارای شرایط مناسب و مطلوب برای رشد فیزیکی، ذهنی، عاطفی و اجتماعی کودکان می باشد که تحقق این امر از طریق طراحی جزئیات فضاها با توجه به الگوهای رفتاری کودکان اماکن پذیز می گردد.(لطف عطا،۴۴۳۷)
“فضای اطراف” اصلی ترین معیار تعریف محیط است.(لنگ،۳۷۳۴۴۷۴) عوامل مؤثر بر تعامل فرد ومحیط،معطوف به ویژگی های فرد و محیط می باشد. ویژگی های فیزیکی، اجتماعی و فرهنگی محیط موجودیتی غیرقابل تفکیک و انطباق را سبب می شود که به خصوصیات فردی کودک و همچنین زمینه های اجتماعی وابسته است.(Fagerholm,Broberg,Kytta,2013) در تماس با محیط است که موقعیت تجربه کردن پیدا می کنیم و بسیاری از چیزها را یاد می گیریم ما همواره در حال تغییر و خودسازی هستیم، از این رو قابلیت های محیط در پرورش توانایی های فکری، جسمی و رشد خلاقیت کودک غیرقابل انکار است. کودک نیاز دارد که دنیای واقعی را تجربه کند و در حین تجربیات است که می تواند یاد بگیرد و دانسته های خود را کامل کند.(پاکزاد،۱۹۷۳۴۴۷۴) آنچه که در هنگام استفاده از یک مکان برای کودکان مهم است ویژگی های محیط می باشد.

روش پژوهش : تحقیق حاضر از نوع پژوهشهای کیفی است که در آن به نتایج، اهداف اصلی و پاسخ سوالات پرداخته میشود .
این نوع پژوهش معمولاً به دنبال ایجاد ابتکار و تولید خلاقیت میباشد که امکان تبلور در تمامی جنبه های مطالعاتی را دارند . در این پژوهش ها به مطالعه رفتارهای انسانی و دلایل ایجاد کننده آنها پرداخته میشود و چرایی و چگونگی تصمیم سازی های انسان در آن بررسی میشود.
این تحقیق دارای ماهیت کاربردی نیز هست .بدین اعتبار که هدف اصلی این تحقیق کشف علمی نیست بلکه شناخت ماهیت موضوعات و بررسی امکان کاربرد دانش معماری در آن است.

مخترع کوچک آینده

طراحی برای کودکان

از آنجایی که بزرگترین چالش در طراحی، شاید طراحی فضایی است که توسط کودک با توجه به سنش استفاده خواهد شد.(لینا کین راث،۴۷۷۳) و آنها اغلب هیچ قدرتی برای شکل دادن به محیط اطرافشان ندارند و فقط نشان می دهند.( لینا کین راث،۴۷۷۳) دوران اولیه کودکی دوران فانتزی های شگفت انگیز، حیرت و بازی و جهان میدانی برای خیال پردازی است و داستانی نمایشی است که سعی می کنند در آن نقش خود را به بهترین نحو بازی کنند.(اسماعیل سید،۴۷۷۳)
عملکرد کودکان تحت تاثیر اشکال و ترکیب هایی شامل مبلمان و اسباب بازی ها در محیط داخل و گیاهان و حیوانات در خارج بنا است و پاسخ آنها به محیط به طور ناگهانی است.(اسماعیل سید،۴۷۷۳) در اواسط دوران کودکی آنها به طور ژنتیکی برنامه ریزی شده اند برای کاوش و اکتشاف جهان و یا در موضوعات واقعی و قابل رویت قدرت استدلال منطقی به طور دقیق در فهم جان طبیعی در حین بازی را دارند.(اسماعیل سید،۴۷۷۳) قوه ادراک آنها باعث افزایش رشد آگاهی های شخصی و راهنمایی برای کشف واقعیات منطقی اشیا و مفاهیم کلی محیط می شود. (اسماعیل سید،۴۷۷۳) و ادراک تجربه ای جدی و موثر است که در آن کودک معلومات را در حین تحرک کسب می کند. (اسماعیل سید،۴۷۷۳)
برای طراحی فضا برای کودکان، باید تمام جوانب کودکی فراتر از تفاوت های فیزیکی آنها با افراد بالغ بهتر فهمیده شود و تفسیر و نحوه استفاده کودکان از فضا درک گردد و انواع منحصر به فرد محیط ها و بناهایی که نیاز است باعث غنا زندگی آنها شود به وجود آیند.

کودک در فرهنگ لغت فارسی:

کودک به معنی بچه، فرد نابالغ، فرزند انسان است که به حد بلوغ نرسیده است و حکایت از وجودی مستقل دارد که در روند رشد و تکامل قرار دارد در این فرایند هنوز به مرز مشخصی که بلوغ نام دارد نرسیده است اما ذاتا پویا می باشد و بالقوه متکامل است این تعریف از نظر فعالیت ها و روند تکامل و رشدش تعریف شد.(نصیری نسب/رفسنجانی،۴۴۳۹) کودک در اعلامیه سازمان ملل:
تعریف کودک در پیمان جهانی حقوق کودک بند یک:

کودک کسی است که سن او کمتر از هجده سال باشد مگر اینکه بر اساس قانون ملی قابل اعمال، سن قانونی کمتر تعیین شده باشد.

دلایل و اهداف تربیت:

فرهنگ و تمدن انسان محصول تربیت است و با چگونگی آن ارتباط مستقیم دارد. کلیه پیشرفت های علمی، فرهنگی، هنری نتیجه تربیت وآموزش است.همچنین می توان تربیت را مهم ترین عامل موفقیت در سازگاری با شرایط دانست. هدف آموزشو پرورش کودکان آماده کردن آنان برای در دست گرفتن سرنوشت خویش است که شامل چند مورد شناخت است: شناخت خود، شناخت جامعه و توانایی برقراری رابطه با دیگران و قبول کردن مسئولیت در اجتماع و خانواده.(رضایی نیارکی ،۴۴۳۹)
وقتی صحبت از آموزش و یادگیری پیش می آید، بقسیاری از مردم آن را وابسته به مدرسه می دانند و تصور می کنند تنها در فضای مدرسه است که آموزش و یادگیری اتفاق می افتد ولی زمانی که از تجارب موفق در یادگیری از مردم سوال می شود به پاسخ هایی بیرون کلاس درس، در ارتباط با دنیای واقعی و فرصت هایی که در ارتباط با اجتماع وجود داشته اشاره می شود.(کامل نیا،۴۴۳۳:ص ۷۴)
در اوایل قرن بیستم متخصصین آموزش و پرورش به طور قطعی اصالت پر کردن ذهن و حافظه خالی کودکان را از حقایق غیرقابل تشکیک، رد کردند و رسما اظهار داشتند اولا آنچه در کودک مطرح است پرورش و رهبری استعداد و هوش و خرد است، نه حافظه و ثانیا حقیقت بلاتشکیک و عدم مطلق غیرقابل تغییر وجود ندارد. از طرف دیگر رابطه بین آموزش و پرورش تحکیم شد.(عزتی،۴۴۳۱:ص ۷۷) کودک و بازی
براساس ماده ۴۴ بند۴ عهدنامه کنوانسیون حقوق کودک«بازی و تفریح، حق کودک است، پس ضروری است که امکانات لازم برای فعالیت های تفریحی آنان را فراهم نمود».همچنین در بند ۱ همین ماده آمده است:
«ضروری است مسئولان فضاهای مناسب و متعددی را برای بازی کودکان فراهم نمایند. از این رو مکان ها بهتر است به محل سکونت کودکان نزدیک باشد.»
بازی نقش حیاتی و مهمی در زندگی کودکان دارد و وسیله ایست جهت کسب مهارت های زندگی، رشد خلاقیت، بسط قدرت تخیل و ایجاد یک تصویر ذهنی مثبت از فرد. از دیدگاه IPA که نام فعلی آن )انجمن بین المللی حق بازی برای کودکان( است:
بازی ارتباط، بیان و ترکیب فکر و عمل است که احساس رضایت و خشنودی کودکان را به دنبال دارد.
بازی به گونه ای ذاتی، داوطلبانه و خودانگیخته است و منجر به رشد جسمی، ذهنی، و اجتماعی کودکان می گردد.(ایزدپناه جهرمی،۴۴۳۴)

بازی زندگی کودک نیست اما تمام زندگی کودک بازی است(مهجور ،۴۴۷۱)
در ادامه به اهدافی که به طور مستقیم و غیرمستقیم از طریق بازی تحقق می یابند اشاره می شود:

 

بازی و کارکرد جسمانی:

فعایت های کودکان ضمن بازی باعث تحرک عضلات کوچک و بزرگ شده، به پرورش و تقویت آنا کمک می کند. مثلا هنگام دویدن، راه رفتن و پریدن عضلات بزرگ بدن، و موقع بازی با مکعب ها و یا خمیر، عضلات کوچک به حرکت در می آیند، این فعایت ها توجه کودک را زیادتر، حرکات او را دقیق تر و مهارت او را بیش تر می کند(بیابانگرد،اسماعیل؛اسفند ۴۴۷۱) بازی و کارکرد ذهنی:
بازی عامل اصلی در پرورش ذهنی کودک به شمار می آید. کودک آنچه که در خانه یا کودکستان می آموزد ضمن بازی تکرار می کند و هنگام تکرار درباره آنها می اندیشد و معنای بسیاری از این پدیده ها برایش قابل فهم تر می گردد. فعالیت فکری کودک ضمن بازی همرا با تصور همراه است باید نقشی برای خودش انتخاب کند، مثلا پزشک، پس باید در ذهن خود رفتار و حرکات و گفتار او را تصور نماید. تصور کودک همچنین در تجسس ابزار و وسایلی برای اجرای نقش به کار می افتد و رشد می کند.
یکی از فرضیه های روانشاسی رشد این است که بازی رشد هوش را تسریع می کند. در تایید این فرضیه مطالعاتی شده است که نشان می دهد کودکانی که اسباب بازی در اختیارشان نیست و امکانات کمی برای بازی دارند، از لحاظ شناختی از همسالان خود عقب ترند.(بیابانگرد،اسماعیل؛۴۴۷۴) بازی و رشد اجتماعی:
بازی با همسالان از اساسی ترین پایه هایی است که دنیای کودکانه بر آن استوار است. در حقیقت می توان گفت کودکان همسال برای خود جهانی می سازند که نظیر یک خرده فرهنگ زیرمجموعه جامعه بزرگتری است که کودکان در آن زندگی می کنند. این خرده فرنگ تاریخچه، سازمان اجتماعی، و ابزار انتقال داشته های مخصوص به خود را دارد(ماسن ۴۴۷۱،۸۱۳). انتقال دانسته ها در این دنیا با خلق محیطی صورت می گیرد که در آن هر عنصر بیرونی ما به ازایی دارد به این ترتیب کودک این فرصت را می یابد که در دنیایی ایمن و حفاظت شده دریافت کند، بیازماید و تجربه کسب کند.
کودک در حین بازی یاد می گیرد چطور با افراد روابط اجتماعی برقرار کند و چطور مشکلات ناشی از این روابط را حل کند. کودک از طریق بازی های دسته جمعی مبتنی بر همکاری، تعامل با بزرگسالان را می آموزد. بازی کردن در خانه پیوندهای محبت آمیز میان والدین و کودکان و میان خواهر و برادرها را تقویت می کند. و منتهی به تطابق اجتماعی بهتر و محیط خانوادگی سالم تر می شود.(احمدوند۴۴۷۱،۴۱)
هرچند در نهایت کودک در مدرسه و مهدکودک ورود به اجتماع را تجربه می کند، اما صرف قرارگرفتن در چهارچوبی خارج از خانواده به معنای برقراری ارتباط موثر با سایر همسالان نیست. کودک اولین بار از راه بازی های دسته جمعی به ارزش کودکان دیگر که بدون آنها بازی مقدور نیست پی می برد. به وسیله بازی آنها یاد میگیرند چگونه یکدیگر را قبول داشته باشند، درباره قوانین بازی توافق کنند و دسته جمعی بر گروه رقیب پیروز شوند(احمدوند ۴۴۷۱،۴۸).
گذشته از این تعامل، کودکان حین بازی، از طریق ارزشیابی مدام فعالیت های یکدیگر و بازخورد هایی که با هم دارند غنی تر می شوند.
جایگاه اجتماعی و مفهوم فردی کودک در میان گروه همسالان در نتیجه این تعاملات مشخص می شود(ماسن ۴۴۷۱، ۸۱۱).

بازی و رشد شخصیت:

شخصیت یکی از متداولترین و درعین حال نامشخص ترین مفاهیمی است که بشر در زندگی با آن سروکار دارد.
«شخصیت عبارت از طرق فکری و رفتاری مشخص در رابطه با سازش با محیط اجتماعی خود است.»(مهجور،۴۴۷۱)
شخصیت هرفرد در رفتار او متجلی می شود و شکل گرفتن شخصیت او در رابطه با پذیرفتن نقش های اجتماعی و فردی در کنار دیگران امکان می یابد.
شخصیت کودک ضمن بازی شکل می گیرد، دگرگونی های قابل توجهی در روحیات وی روی می دهد و همه اینها گذار به مرحله عالی تر پیشرفت را برای کودک تدارک می بیند و از اینجا امکانات تربیتی بازی آشکار می گردد.(ماتوسیک،۴۴۹۷)
بازی به کودک امکان می دهد تا به تدریج و به گونه ای غیر مستقیم، بدون احساس سختی خواسته های فردی را با معیار های قابل قبول جمع تطبیق داده و شخصیت خود را شکل دهد.
به نظر «مید» کودکان از طریق بازی شخصیت خود را رشد می دهند. رشد شخصیت کودکان از طریق بازی در دوران اولیه کودکی و با تقلید و اجرای عملی نقش بزرگسالان شکل می گیرد. تعمیم شخصیت، که اجتماعی شدن در دوران بلوغ بر اساس آن شکل می گیرد، در ضمن بازی کودکان رشد می یابد. کودک در ضمن بازی مازم است تا مقرراتی که بازی ها را شکل می دهد بکار بندد و از این طریق با تقلید الگوهای رفتاری دیگران رفتار و شخصیت خود را شکل دهد.(مهجور ،۴۴۷۱) کودک و محیط بازی

روانشناسی محیط در سال های دهه هفتاد میلادی با تمرکز بر امر تاثیر متقابل انسان و محیط، توسط روانشناسان معرفی شد. در آن زمان با بررسی نتایج برخی مشاهدات میدانی آشکار شده بود که چشم پوشی از تاثیر شرایط فیزیکی، اجتماعی و فرهنگی نقاط کوری در نتیجه گیری ها باقی می گذارد.
با تحقیقاتی که زیرمجموعه علوم اکورفتاری، روانشناسی اکولوژیک و در نهایت روانشناسی محیط بودند، وجهی فراموش شده از روانشناسی معرفی شد که برخلاف گذشته هنگام بررسی، انسان را از محیطش جدا نمی کرد. در این شاخه از روانشناسی هدف ،تحقیق علمی رفتار تحت شرایط طبیعی آن است(مرتضوی۷،۴۴۹۳).
گروهی از برنامه ریزان امر یادگیری که با هدف ایجاد تغییر در سنت یادگیری، سعی در کاربردی کردن نظریه پیاژه داشتند ،برانگیزانندگی محیط را در کنار قابلیت ذاتی کودک، عامل مهمی در رشد ذهنی می دانند زیرا فراگیری هر مفهوم علاوه بر توان ذهنی ناشی از کسب تجربه فراوان از محیطی است که عناصر موجود در آن بیانگر آن مفهوم باشند(شارپ۱،۴۴۹۴).
کودکان در بازی های خود از آنچه در اطرافشان موجود است به عنوان اسباب بازی استفاده می کنند و به این ترتیب آنچه محیط برای کودک فراهم می آورد بر تجربه ای که کودک از بازی کسب می کند تاثیر عمده ای دارد. برای مثال بررسی بازی های دوران کودکی در گروهی از بزرگسالان نشان می دهد، بزرگسالانی که در کودکی از بازی در محیط های طبیعی لذت برده اند، به طبیعت وحشی و گذراندن اوقات فراغت در فضای باز علاقه مند هستند. این گروه از انتخاب مشاغلی که در فضاهای باز
انجام می شود، ابایی ندارند(Floyed,Bixler and Hammitt,2002,804). بازی انگیزی فضاهای یادگیری
فضاهای معماری نظیر هر عامل محیطی دیگر، هنگامی بر کودک موثر است که بتواند کودک رابه یزقراری ارتباطی فعال و خلاق ترغیب کند. رسیدن به این هدف با جستن راهی ممکن است که جرقه آغاز بازی را در رفتارهای کودک بزند و در ادامه از فرایند ایجاد شده حمایت و حفاظت کند. آنچه از رابطه کودک و اسباب بازی قابل تعمیم به رابطه کودک و معماری است ،تاثیر دوجانبه این دو برهم است که از پاسخگویی لایه های ارزشی اسباب بازی به توان و تمایل کودک و قابلیت کودک در نمایش بیشترین قابلیت های اسباب بازی تلاش می کند.
در آغز هزاره سوم، خلق فضای یادگیری مدنظر است که الهام بخش کودکان و آموزگاران بوده و به رورش توان بالقوه کودکان کمک کند. این فضا باید انعطاف و توان لازم برای میزبانی شیوه ها و اهداف گوناگون آموزشی را داشته باشد(JISCT,2006).
زیرا هدایت، شکل دهی و مدیریت فرایند یادگیری موثر چیزی بیش از توزیع اطلاعات است.
گروه هایی که برای معرفی روند یادگیری موثر، فعال هستند برای تعریف فضای یادگیری مناسب نقطه عزیمت خود را جستجوی فضایی غیر از کلاس قرار داده اند(Rudd,2008,25). زیرا هدف خلق فضایی است که برخلاف کلاس های درس متداول تجسمی از خلاقیت، تجسم و ارتباط باشد.

بازی که آغاز شدن و بالیدن آن را می توان در گام های ارتباط، اکتشاف، تجسم وخلاقیت مشاهده کرد، به عنوان ابزار یادگیری معنا دار می تواند در راستای تقویت کیفیت هدف های معنی دار در طراحی محیط های یادگیری تاثیرگذار عمل کند. یا انتخاب بازی به عنوان اساس فرایند یادگیری و معرفی یادگیری بازی محور، بر اهمیت بازی به عنوان ابزار کسب تجربه ضروری برای ایجاد تغییرات پایدار رفتاری تاکید می شود. در این شکل از یادگیری، کودک حین یادگیری به لحاظ روانی تا جایی تحریک می شود که دست به عمل زده و از قالی مفعول در فرایند یادگیری به نقش فاعل وارد شود(Rieber n.d,4) این تغییر جایگاه که ناشی از ارائه پاسخ مطلوب به نیاز بشر در ارضا حس کنجکاوی و به چالش کشدن امور است، خود هنگامی ممکن است که کودک قادر باشد خصوصیات برجسته محیط را درک کند(ماسن ۴۱،۴۴۸۱).
بازی انگیزی در فضای یادگیری به معنای غنی کردن محیط برای حمایت از میل به بازی است تا کودک طی فرایند یادگیری فعال باقی بماند. خلق محیط یادگیری تاثیرگذار به معنای تبدیل کردن محیط به ابزار یادگیری است و هنگامی که بازی ابزار یادگیری باشد، محیط یادگیری هنگامیی تاثیرگذار خواهد بود که واجد ارزش های نهفته در روح، رنگ، بافت، شکل، حجم، فرم و تعلق به اسباب بازی باشد.

نتیجه گیری

برای فعال نگاه داشتن کودک طی فرآیند یادگیری، مطلوب است کیفیت بازی انگیزی در قالب الگوهای مناسب و کیفیت های فضایی مطلوب به معماری محیط یادگیری وارد شود. فضاهای بازی انگیز بر مبنای اصلاصلِ تعلق کودک به فرهنگ بازی کودکانه شکل می گیرند، در چنین محیطی معماری، فضایی ایمن فراهم می کند که در آن تداوم فضا، تداوم بازی را تضمین می کند، تنوع محیط و عناصرمحیطی ابزار بازی گوناگونی را در اختیار مخاطب قرار داده و فضایی خلق می کند که ضمن داشتن قابلیت عرصه بندی برای گروه های سنسنّیّی کودک، مدیریت کودک بر جنس بازیِبازی خود را می پذیرد.

منابع:

احمد وند، محمد علی.(۷۸۱۱ )، روانشناسی بازی.چاپ اول .تدوین توسط عیسی ابراهیم زاده .مرکز چاپ و انتشارات دانشگاه پیام نور، تهران.

ماسن ، پل هنری.(۷۸۳۱ )، رشد روانی کودک .اول .با ترجمه حسین وهابزاده .کتابفروشی زوّّار، تهران.

شارپ ، اولین. (۷۸۳۸ )، بازی تفکر کودک است .دوم (اول ۷۸۳۱ )، با ترجمه قاسم قاضی و نعمت کدیور .نشر آموزش، تهران.

مرتضوی ، شهرناز.(۷۸۳۳)، روانشناسی محیط .تهران :انتشارات دانشگاه شهید بهشتی، تهران.

دیدگاه‌ها (۰)

*
*